جوشانی
مترادفها
فوران، جوشش، غلیان
متضادها
سردی، آرامش
لغت نامه دهخدا
جوشانی. ( اِخ ) دهی است از دهستان چهاردولی بخش مرکزی شهرستان مراغه. کوهستانی و معتدل است. 216 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول آن نخود، بادام، غلات، کرچک و شغل زراعت و گله داری است. این ده در دو محل قرار گرفته و بنام جوشانی بالا و جوشانی پائین مشهور است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
جمله سازی با جوشانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با توجه به موقعیت جغرافیایی، این روستا نسبتا پر آب بوده و چشمه های جوشانی دارد. این روستا دارد که سد آن با ظرفیت یک میلیون متر مکعب آب، در سال 1395 آبگیری شده است. آبیاری بخشی از زمین های روستای تواندشت از اب خروجی سد حشیان تامین می شود.
💡 آب دریاچه زریوار از چشمههای جوشانی که در کف آن قرار دارد و از آب باران و برف تأمین میشود. به دلیل کاهش ارتفاع آب این دریاچه در سالهای اخیر، سالانه در حدود ۳٫۶ میلیون متر مکعب آب از دریاچه سد گاران بر روی رود سیروان توسط یک خط لوله به این دریاچه منتقل میشود. این تالاب به دلیل شرایط مناسبی که دارد پذیرای گیاهان و جانوران گوناگون است و فعالیتهای پرندهنگری و ماهیگیری در آن رونق دارد. این دریاچه ۱۰۲اُمین اثر طبیعی است که توسط سازمان میراث فرهنگی در ۲۰ بهمن ۱۳۸۹ در فهرست میراث طبیعی ایران به ثبت رسید. همچنین این تالاب از سال ۱۳۸۸ به عنوان پناهگاه حیات وحش تحت نظر سازمان محیط زیست قرار دارد.