جوش و خروش

لغت نامه دهخدا

جوش و خروش. [ ش ُ خ ُ ] ( ترکیب عطفی، اِمرکب ) داد و فریاد و هیاهو برای پیشرفت امری. || غلیان و صدایی که از آن برخیزد:
خمها همه در جوش و خروشند ز مستی
وآن می که در آنجاست حقیقت نه مجاز است.حافظ.

فرهنگ فارسی

داد و فریاد و هیاهو برای پیشرفت امری.

جمله سازی با جوش و خروش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا چرا داده به من لعل مروّق ساقی چون خم باده حریفان همه در جوش و خروش

💡 چیزی که این تصویر را متمایز می‌کند سادگی تکنیک ون گوگ است که به اثر یک حالت ناپختگی می‌دهد و هم‌زمان به روستاییان یک حیات طبیعی پر جوش و خروش می‌بخشد و تمایل و شوق مهار نشدنی هنرمند را به موضوعش نشان می‌دهد.

💡 و زمانی که به آیه ای رسند که در آن وعیدی بود، با گوش دل بشنوند و پندارند که جوش و خروش جهنم است. ایشان پشت تاکنند و پیشانی و کف و زانوان و نوک انگشتان پا بر زمین نهند و از خداوند خواهند که از عذاب رستگاری و رهائی یابند.

💡 طرف دعوی صائب مشو ای بلبل مست که دو هفته است همین جوش و خروشی که تراست

💡 هنگام ورود، به ویژه در طبقه بالایی سردر خانه بجز نماها و چشم‌اندازهای بیرونی باغ، چشم‌انداز چهارباغ و در جهت وارون بر آن و چشم‌انداز کوه را ممکن می‌سازد. این چشم‌اندازهای دیدنی یعنی دیدن جوش و خروش آب، حوضچه‌ها و آبشارها هر کدام به نوبه خود تأکیدی بر محورهای عمود بر محور اصلی دارند و همراه با با آرایش گیاهی چشم‌اندازهای درونی بی‌مانندی را به دست می‌دهند.

💡 - قسم به جانم، آل محمد صلى الله عليه و آله جگرشان در سوزش است. در حاليكه آبفرات در حال جوش و خروش است.

طلعت پاشا یعنی چه؟
طلعت پاشا یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز