جوره

لغت نامه دهخدا

( جورة ) جورة. [ ج َ وَ رَ ] ( ع ص، اِ )ج ِ جائر. ستمکاران. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
جوره. [ رَ / رِ ] ( اِ ) همرنگ و هم وزن. || مقابل کوب ( ؟ ). || جفت چیزی. ( برهان ). بعقیده مؤلف آنندراج این کلمه هندی فارسی شده است:
شهباز فلک جوره این کرکس نیست
چون خرقه شالم بجهان اطلس نیست.
در دهر کسی همسر این ناکس نیست
از پیش نرفته است و اندر پس نیست.مسیح کاشی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

ستمکاران، جمع جائر
جمع جائر ستمکاران

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:سویه

جمله سازی با جوره

💡 فیلم در خون داستان یک زن ۲۶ ساله بنام آوا را روایت می‌کند که در مراسم ماه عسلش در کارائیب نامزدش ربوده می‌شود، آوا پس از این اتفاق همه جوره به دنبال شوهرش می‌گردد، حتی از راهای غیرقانونی.

💡 تپه قبرستان کهنه مربوط به سده‌های اولیه دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان زنجان، بخش قره پشتلو، روستای جوره کندی واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ دی ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۶۷۰۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 تپه ده باشی در شهرستان زنجان، بخش قره پشتلو، روستای جوره کندی واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ مهر ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۶۲۴۶ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 اصطلاح زیرگونه توسط بعضی از مؤلفین به همان معنی جوره یا واریته به کار می‌رود. اما برخی دیگر زیرگونه را به عنوان گروهی با رتبه‌ای عالی‌تر از واریته اما پایین‌تر از گونه به کار می‌برند.

💡 پلنچن در محافل علمی بسیار مورد توجه بود و در طبقه‌بندی گونه‌ها و جوره‌های گیاه‌شناسی کمک‌های زیادی کرد. او با انتشار بیش از ۲۰۰۰ نام گیاه‌شناسی، از جمله کیوی چینی، که بیشتر به‌عنوان "کیوی طلایی" شناخته می‌شود، اعتبار دارد.

تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
ژرف یعنی چه؟
ژرف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز