جور شدن
جور شدن از مصدرهای مرکب زبان فارسی است که به معنای موافق شدن، سازگار گشتن و توافق پیدا کردن با شخص یا امری بهکار میرود. این واژه بیانگر حالت همخوانی و هماهنگی میان دو طرف یا چند عنصر است که پس از رفع اختلافها یا ایجاد تطابق، به وضعیتی همسو و موافق دست مییابند. کاربرد این اصطلاح اغلب در حوزۀ روابط انسانی، تصمیمگیریهای جمعی و نیز انطباق میان اجزای مختلف در یک سیستم مشهود است.
در کاربردهای روزمره و رسمی، این عبارت میتواند به موقعیتهایی اشاره کند که در آن افراد پس از گفتوگو و مذاکره به تفاهم میرسند یا دو چیز با یکدیگر تطابق و هماهنگی پیدا میکنند. برای نمونه میتوان گفت: پس از گفتوگوهای طولانی، سرانجام اعضای گروه با یکدیگر جور شدند یا این قطعات با دقت جور شدهاند. این اصطلاح بر پیوند و توافقی دلالت دارد که پیش از آن وجود نداشته یا با مشکل روبهرو بوده است.
مترادفها
هماهنگ شدن، منطبق شدن، جفت شدن، مناسب بودن
متضادها
ناسازگار شدن، تفاوت داشتن
لغت نامه دهخدا
جور شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) جور شدن با کسی؛ موافق شدن. توافق پیدا کردن.
فرهنگ فارسی
جور شدن با کسی موافق شدن
جمله سازی با جور شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 علل اختلاف بین هر دو ژن شامل جور شدن مستقل ژنها، تبادل ژن در هنگام تولید مثل (از طریق میوز) و رویدادهای جهشی متفاوت است.
💡 با بررسی دقیق تمامی قطعات دستگاه، در نهایت همه چیز به خوبی جور شد و ماشین توانست بدون هیچ مشکلی روشن شود.
💡 اگر تمام شرایط و برنامههای ما طبق نظر شما جور شود، میتوانیم برای سفر تابستانی خود هماهنگیهای لازم را انجام دهیم.
💡 او تلاش بسیار زیادی کرد تا صحبتهای خود را با واقعیتها جور کند، اما در نهایت نتوانست تناقضهای آشکار را پنهان نماید.