لغت نامه دهخدا
جهان ساده. [ ج َ ن ِ دَ / دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) دنیای بدون رنگ. عالم ارواح. عالم معنی. ( فرهنگ فارسی معین ).
جهان ساده. [ ج َ ن ِ دَ / دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) دنیای بدون رنگ. عالم ارواح. عالم معنی. ( فرهنگ فارسی معین ).
دنیای بدون رنگ عالم ارواح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لوح دلت از نقش جهان ساده نگردد تا درسی ازان صفحه رخسار نخوانی
💡 گر درِ دولت زنی افتاده شو وز گرهٔ کار جهان ساده شو
💡 در جهان ساده لوحی رهبری در کار نیست خضر شد هر کس که در دامان این صحرا فتاد
💡 جان آمده در جهان ساده وز مرکب تن شده پیاده
💡 گر در دولت زنی افتاده شو از گرهِ کارِ جهان ساده شو
💡 جهان ساده پر کار است از نقش و نگار دل سر زانوی حیرانی بود، آیینه دار دل