لغت نامه دهخدا
جنگاه. [ ج َ ] ( اِ مرکب ) جنگ گاه. نبردگاه و میدان جنگ. ( ناظم الاطباء ).
جنگاه. [ ج ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان میان جام بخش تربت جام شهرستان مشهد، دارای 411 تن سکنه. آب آن از قنات.محصول غلات، پنبه. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
جنگاه. [ ج َ ] ( اِ مرکب ) جنگ گاه. نبردگاه و میدان جنگ. ( ناظم الاطباء ).
جنگاه. [ ج ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان میان جام بخش تربت جام شهرستان مشهد، دارای 411 تن سکنه. آب آن از قنات.محصول غلات، پنبه. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
جنگاه (شیروان). جنگاه روستایی در دهستان قوشخانه پایین بخش قوشخانه شهرستان شیروان استان خراسان شمالی ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این مکان ۱۰۱ نفر ( ۲۹خانوار ) بوده است.
💡 این روستا در دهستان میانجام قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۸۶۱ نفر (۱۷۰خانوار) بودهاست.ضمناً این روستا همزمان با شروع جنگ شهیدی به نام تاج محمد پاسبان فرزند حسن را تقدیم نظام مقدس جمهوری اسلامی نموده است و پیکر ایشان در قبرستان روستای جنگاه دفن گردیده است.
💡 آن دگر مرگ انتهای راه شوق آخرین تکبیر در جنگاه شوق
💡 جنگاه (جیرفت)، روستایی از توابع بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت در استان کرمان ایران است.
💡 جنگاه روستایی در دهستان قوشخانه پایین بخش قوشخانه شهرستان شیروان استان خراسان شمالی ایران است.
💡 تپه جنگاه مربوط به دوران پیش از تاریخ ایران باستان است و در اسلامآباد غرب، جنوب شرقی شهر واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۹ تیر ۱۳۴۸ با شمارهٔ ثبت ۸۵۰ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 جنگاه (تربت جام)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان تربت جام در استان خراسان رضوی ایران است.