لغت نامه دهخدا
جعجع. [ ج َ ج َ ] ( ع ص ) زمین هموار. || جای تنگ و درشت. ( منتهی الارب ).
جعجع. [ ج َ ج َ ] ( ع ص ) زمین هموار. || جای تنگ و درشت. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سمیر جعجع یکی از رهبران فالانژها پس از آزادی از زندان اعتراف کرد که گروگانهای ایرانی به نیروهای وی تحویل داده شده و سپس توسط آنان کشته شدهاند ولیکن مقامات ایرانی این ادعا را مشکوک دانستهاند.
💡 مسیحیان: جنبش میهنی آزاد به رهبری جبران باسیل (هواداران وی بیشتر از مسیحیان شمال و منطقه متن قرار دارند). حزب نیروهای لبنانی، یکی دیگر از حزبهای مسیحی در لبنان به رهبری سمیر جعجع است.
💡 حزبالله و متحدانش اکثریت پارلمانی خود را از دست دادند اما همچنان در انتخابات رئیس مجلس پیروز شدند. حزب نیروهای لبنانی به رهبری سمیر جعجع به موفقیتهایی دست یافتند و نامزدهای مستقلی که وعده اصلاحات را میدادند ۱۳ کرسی به دست آوردند.
💡 هدف اصلی این تظاهرات، پایان دادن به حضور نظامی ۳۰ ساله سوریه از سال ۱۹۷۶ در قلمرو لبنان بود و همچنین خواستار بازگشت نخستوزیر سابق میشل عون و آزادی فرمانده نیروهای لبنانی سمیر جعجع به عنوان یکی از اهداف انقلاب بود.
💡 ستریدا طوق جعجع (زادهٔ ۱۵ مهٔ ۱۹۶۷) سیاستمدار اهل لبنان و همسر سمیر جعجع است. او در انتخابات ژوئن ۲۰۰۵ وارد مجلس نمایندگان لبنان شد.