لغت نامه دهخدا
جسم مثالی. [ ج ِ م ِ م ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) جسمی که در عالم مثال وجود دارد. جسم مثالی از جسم مادی لطیف تر باشد. و در شعر زیر ترکیب فوق آمده:
اگر باز جسم مثالی کند
فلک طرف اندیشه خالی کند.حسینا صبوحی ( از آنندراج ).
جسم مثالی. [ ج ِ م ِ م ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) جسمی که در عالم مثال وجود دارد. جسم مثالی از جسم مادی لطیف تر باشد. و در شعر زیر ترکیب فوق آمده:
اگر باز جسم مثالی کند
فلک طرف اندیشه خالی کند.حسینا صبوحی ( از آنندراج ).
جسمی که در عالم مثال وجود دارد جسم مثالی از جسم مادی لطیف تر باشد.
💡 بودم چو جسم مثالی ز لاغری تن او که تنگ مینکند جا به چیزهای دگر