لغت نامه دهخدا
جداکننده. [ ج ُ ک ُ ن َن ْ دَ/ دِ ] ( نف مرکب ) تفریق کننده. || منفصل کننده. از هم سواکننده. || علیحده کننده. || حل کننده. ( از ناظم الاطباء ). فارق. بائن.
جداکننده. [ ج ُ ک ُ ن َن ْ دَ/ دِ ] ( نف مرکب ) تفریق کننده. || منفصل کننده. از هم سواکننده. || علیحده کننده. || حل کننده. ( از ناظم الاطباء ). فارق. بائن.
( صفت ) ۱- منفصل کننده سوا کننده. ۲- دور کننده. ۳- تمیز دهنده.
سرریزکردن یا جداسازی ( decantation ) فرایندی برای جداسازی مخلوطی از مایعات غیر قابل امتزاج و یا مخلوطی از یک مایع و جامد مانند یک سوسپانسیون است. طی این فرایند لایه رویی که چگالی کمتری دارد یا رسوب آن ته نشین شده است سرریز شده و بیرون ریخته می شود و لایه زیرین که مایعی چگال تر یا رسوب است بر جای می ماند.
Decantation است استفاده می شود برای جدا کردن مایعات غیرقابل امتزاج است که تراکم های مختلف. برای مثال زمانی که مخلوطی از آب و روغن در حال حاضر در یک ظرف یک لایه مجزا بین دو قوام تشکیل شده است, با این روغن لایه های شناور در بالای لایه آب. این جدایی می تواند انجام شود با ریختن روغن از ظرف خروج آب، به طور کلی این روش ناقص جدایی آن را به عنوان دشوار است برای پور کردن تمام لایه بدون ریختن برخی از بخش هایی از لایه پایین.
💡 از ویرگول فارسی (،) یا لاتین (,) نباید برای دستهبندی ارقام عدد فارسی استفاده کرد. به جای آن باید از نویسهٔ جدا کنندهی هزارگان (٬) استفاده شود.
💡 وزن ویژهٔ اینگونه بتن ۳۳٪ تا ۵۰٪ وزن ویژهٔ بتن معمولی است؛ یعنی میتوان بتن با وزن ویژهٔ ۸۰۰ کیلوگرم بر متر مکعب نیز ساخت، که بر آب شناور بماند. این بتن بیشتر برای نماسازی، دیوارهای جدا کننده، سقف کاذب و جاهایی که مقاومت مطرح نباشد بکار میرود. ممکن است در بتن سبک آرماتور (بیشتر آرماتورهای با مقاومت بالا) هم بکار رود.
💡 تعادل بیزی کامل در این نوع از بازیها را میتوان به سه دسته متفاوت تقسیم کرد: تعادل درهم، تعادل جدا کننده و تعادل نیمه جدا کننده.
💡 در سمت راست خط جدا کننده قرار دارند را بررسی کنیم که در شکل نیز نمایش دادهشده است. به علاوه این مستطیل حداکثر ۶ نقطه میتواند در خود جای دهد که حداکثر فاصلهشان
💡 تَبارَکَ با برکت است الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقانَ آن که فرو فرستاد این نامه جدا کننده عَلی عَبْدِهِ بر بنده خویش، لِیَکُونَ لِلْعالَمِینَ نَذِیراً (۱) تا جهانیان را آگاه کنندهای بود بیم نمای.