جته

لغت نامه دهخدا

جته. [ ج َت ْ ت َ / ت ِ ] ( اِ ) حرامی. دزد. ( از فرهنگ شعوری ):
همه خیل جغتای خوانش طفیل
بر آهنگ جته برآراست خیل.هاتف ( از شعوری ).
جته. [ ] ( اِخ ) نام محلی است. رجوع به فهرست حبیب السیر چ خیام ج 3 شود.

فرهنگ فارسی

نام محلی است

جمله سازی با جته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خوار گردد هر که گردد جته جوی ای برادر قرب این درگاه جوی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران