جبرانه
لغت نامه دهخدا
جبرانه. [ ج َ ن َ / ن ِ ] ( ص، ق ) جبراً. ( ناظم الاطباء ). از روی جبر. جابرانه. بجبر. بزور. بستم.
جمله سازی با جبرانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عن ابى عبدالله عليه السلام: لما ان خلق الله آدم امر الملائكه ان يسجدواله. فقالتالملائكه فى انفسها: ما كنا نظن ان الله خلق خلقا اكرم عليه منا. فنحن جبرانه و نحناقرب خلقه اليه. فقال الله: الم اقل لكم انى اعلم ما تبدون و ما كنتم تكتمون...(552).
💡 دولت تصمیم گرفته است تا اقدامات جبرانه لازم را برای جبران خسارات وارده به کشاورزان در اثر خشکسالیهای اخیر در مناطق مرکزی کشور انجام دهد.
💡 شرکتها موظف هستند تا از طریق طرحهای جبرانه و حمایتهای مالی، آسیبهای وارده به محیط زیست در اثر فعالیتهای صنعتی خود را به حداقل برسانند.
💡 اقدامات جبرانه در سیستمهای آموزشی میتواند به دانشآموزانی که در دروس اصلی دچار ضعف هستند کمک کند تا بتوانند سطح علمی خود را ارتقا دهند.