جبرا

لغت نامه دهخدا

( جبراً ) جبراً. [ ج َ رَن ْ ] ( ع ق ) به ستم. بزور. بناچار. بناخواست. قهراً. ( یادداشت مؤلف ).از روی بی اختیاری. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ): قهراً و جبراً انتزاع نمود. ( حبیب السیر ص 125 ).

فرهنگ فارسی

به ستم و زور

دانشنامه عمومی

جبرا (برند). جبرا ( انگلیسی: Jabra ) شرکت لوازم خانگی دانمارکی است، که در سال ۱۹۸۳ میلادی تأسیس شد.

جمله سازی با جبرا

💡 واژه ظلام، صيغه مبالغه و به معنى بسيار ظلم كننده است، انتخاب اين كلمه در اينجا باآنكه خداوند كمترين ظلمى روا نمى دارد، شايد به خاطر اين باشد كه اگر او مردم رامجبور به كفر و گناه كند و انگيزه هاى كارهاى زشت را در آنان بيافريند و سپس آنها رابه جرم اعمالى كه جبرا انجام داده اند كيفر دهد ظلم كوچكى انجام نداده بلكه (ظلام )خواهد بود!

💡 جبرا ابراهیم جبرا، داستان‌نویس، شاعر، نقاش و نقاد معاصر عرب است. وی در فلسطین به دنیا آمده و در عراق از دنیا رفته‌است. وی سال‌های بسیاری را در تدریس در دانشگاه‌های فلسطین، عراق و اروپا گذرانده‌است.

💡 آرى اين است سنت هميشگى خدا، نه آنگونه كه فخر رازى وامثال او از طرفداران مكتب جبر گفته اند كه خداوند نخست به وسيله انبياء دعوت مى كند، وبعد خودش ايمان و كفر را جبرا در افراد (بدون هيچ دليلى ) مى آفريند و عجب اينكه هيچسؤ ال و پرسشى از خدا در اين زمينه نمى توان كرد؟ راستى چه ترسيم وحشتناكى ازخدا كرده اند كه با هيچ عقل و عاطفه و منطقى سازگار نيست.

💡 قلعة کلیس را که از غایت رفعت محسن جلیس بر جیس یودند در ۱۵ ذیحجه سنه ۹۲۳ آن را احاطه نموده و بعد از سه روز جنود عالم سوز جبرا قهراً قلعه را گرفته آنگاه خان شجاعت پناه با خیل و سپاه روانه قلعه اولاد شد.