جای داشتن

مترادف‌ها

قرار داشتن، مستقر بودن، جای گرفتن

لغت نامه دهخدا

جای داشتن. [ ت َ] ( مص مرکب ) شایسته بودن. سزاوار بودن:
دم شمشیر تو اعجاز مسیحا دارد
خضر گر کشته تیغ تو شود جا دارد.( ارمغان آصفی ).|| ظرفیت داشتن. وسعت داشتن. گنجایش داشتن.

فرهنگ فارسی

شایسته بودن و سزاوار

جمله سازی با جای داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 موقعیت حقوقی زنان در اتریش از اواسط دهه ۱۹۷۰ بهبود یافته‌است. با توجه به حقوق زنان، اولویت در اتریش به جای داشتن حقوق برابر، بر رفتار برابر با هر دو جنس است؛ بنابراین، زنان اتریشی از تلاش دولتشان برای جبران نابرابری‌های جنسیتی خاص سود می‌برند. با این حال، مفهوم نقش‌های سنتی، تحت تأثیر مذهب کاتولیک رومی در اتریش، هنوز در جامعه اتریش رایج است.

💡 پس یمن جنوبی این شهر را بخشی از قلمرو خود می دانست.با این همه، دولت سعودی الودیعه را بخشی از قلمرو خود و همچنین آوردگاه در رویارویی با یمن جنوبی می‌دانست.همچنین چو افتادن‌هایی درباره جای داشتن اندوخته‌های نفت و آب پیرامون شهر روی داد که در پی آن ناسازگاری‌های مرزی بیشتر شد.

💡 با رشد بازار صنایع دستی در هنگ کنگ، بسیاری از هنرمندان، به جای داشتن یک فروشگاه آنلاین، تصمیم به ساخت یک فروشگاه واقعی و شرکت در بازار صنایع دستی می‌کنند. با افزایش تقاضا برای بازار، وبسایت‌هایی برای جمع‌آوری اطلاعات در مورد رویدادهای مهم و بازارها تنظیم شده‌اند.

💡 او برای جای داشتن در آن جایگاه حساس، تمام تلاش و توان خود را به کار گرفت تا بتواند در نهایت موفق شود.

💡 هدف اصلی ما، جای داشتن در رتبه‌های برتر مسابقات جهانی و کسب افتخار برای کشورمان در این سال است و بسیار حیاتی می‌باشد.

💡 برخی معتقدند که این ایده جدید برای جای داشتن در ساختار سیاسی کشور، بسیار مناسب، کاربردی و برای آینده ضروری است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران