جان پاش

لغت نامه دهخدا

جان پاش. [ جام ْ ] ( نف مرکب ) جان پاشنده. تلف کننده جان. جان نثار کننده:
سالها شد تا دل جانپاش ازرق پوش من
معتکف وار اندر آن زلف سیه دارد وطن.خاقانی.

جمله سازی با جان پاش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا لب جان پاش مرجان پوش او همنشین خط مشکین می کند

دریچۀ کوچ یعنی چه؟
دریچۀ کوچ یعنی چه؟
سیاه یعنی چه؟
سیاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز