لغت نامه دهخدا
جان افروختن. [ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) جان را روشن کردن. جان را فروزش دادن.
رجوع به جان افروز شود.
جان افروختن. [ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) جان را روشن کردن. جان را فروزش دادن.
رجوع به جان افروز شود.
جان را روشن کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کنون در عین وصلی سوختن چیست به داغش شمع جان افروختن چیست
💡 ای خنک در راه جانان سوختن شعله ها در جسم و جان افروختن
💡 خواهی ار روشندلی مانند شمع آتشی باید به جان افروختن