جاس
لغت نامه دهخدا
جاس. [ جاس س ] ( ع ص ) از جَس. دست پسودن چیزی را. ( از منتهی الارب ). || نبض گیر.
جاس. ( اِخ ) نام موضعی است که در شعر طرفه آمده است:
اَتعرف رسم الدار قفراً منازله
کجفن الیمانی زخرف الوشی ماثله
بتثلیث او نجران او حیث یلتقی
مِن َ النجد فی قیعان جاس مسائله.( از معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
دست بسودن چیزی را
جمله سازی با جاس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 محدودیت رویههای زیربخش کتمول کلارک را میتوان به شکل مستقیم بدون پالایش بازگشتی ارزیابی کرد. این کار با استفاده از شیوه جاس استم ممکن است. این شیوه پالایش بازگشتی را به شکل یک مسئله ماتریس نمایی تبدیل میکند که به شکل مستقیم با استفاده از قطریسازی ماتریس قابل حل کردن است.
💡 برت متیوس یک نویسنده کومیک و برنامههای تلویزیونی اهل آمریکاست. او در برنامههای بافی قاتل خونآشامها، فرشته و کرم شب تاب دستیار جاس ودون بود. او نویسنده فیلم نامه قسمت قلب خداوند در سریال کرم شب تاب بود. در سال ۲۰۰۴، او نمایش نامه انیمیشن تاریخ ریدیک: خشم تاریک را نوشت.
💡 همانند رویه زیربخش کتمول-کلارک، رویه حدی دو-سابین بدون روند بازگشتی و مستقیماً با استفاده از شیوه جاس استم بدست آورد. راه حل به اندازه رویههای کتمول کلارک بهینه نیست چون ماتریسهای زیربخش دو-سابین در شرایط عمومی قطری نیستند.