ثلمه

مترادف‌ها

شکاف، خراش، شکستگی

فرهنگ عمید

۱. رخنه، سوراخ، تَرَک.
۲. [مجاز] خلل.

فرهنگ فارسی

خلل، رخنه، سوراخ، تراک
( اسم ) ۱- سوراخ رخنه ترک. ۲- چاک. جمع: ثلم.۳- ( مصدر ) رخنه کردن.
ثلم رخنه کردن

جمله سازی با ثلمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 116- (( اذا مات المؤ من، بكت عليه الملائكة و بقاع الارض التى كان يعبد اللهعليها، و ابواب السماء التى كان تصعد منها اعماله، و ثلم فى الاسلام ثلمه لايسدهاشى ء، لان المؤ منين الفقهاء حصون الاسلام كحصن سور المدينة )) (منية المريد ص 14و 15. الكافى 1/47).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران