تیزان

لغت نامه دهخدا

تیزان. ( ق ) در حال تیزیدن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
تیزان. [ ت َ ی َ ] ( ع مص ) مردن: تاز تیزاناً. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ).

جمله سازی با تیزان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رمزی گفتم که شکل آن را ادراک کنند ذهن تیزان

دشمن یعنی چه؟
دشمن یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز