تیر شهاب

لغت نامه دهخدا

تیر شهاب. [ رِ ش ِ / ش َ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) درخش هایی که به شب در آسمان از سویی به سویی شوند همچو تیر پران:
دوش چو سلطان چرخ تافت به مغرب عنان
گشت ز تیر شهاب روی هوا پرسنان.خاقانی.بود چو در درع ابر لمعه شمشیر برق
بر زره کهکشان آتش تیر شهاب.سیف اسفرنگ.رجوع به شهاب شود.

فرهنگ فارسی

درخش هایی که به شب در آسمان از سویی به سویی شوند همچو تیر پران

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:شهاب

جمله سازی با تیر شهاب

💡 عاجزست از رمح تو بر آسمان تیر شهاب قاصرست از مرکب تو بر زمین باد صبا

💡 در شب هجرت مپرس از اضطراب دل مپرس شوختر باشد رگ خواب من از تیر شهاب

💡 عشق در سنگ ریشه که چون تیر شهاب شد ز سوز دل فرهاد منوررگ سنگ

💡 ولی دریغ مهی را که من شکار ویم به سان تیر شهاب از برم فرار کند

💡 خاک گردید آتشین نوعی که رگهای زمین می کند در چشم انجم جلوه تیر شهاب

💡 افکنده سپهر نگردد دگر بلند تیر شهاب را به کمان بازگشت نیست

جستجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز