تونگه

لغت نامه دهخدا

تونگه. [ ت َ وَ گ َ / گ ِ ] ( اِ ) انبار و مخزن. || شب و لیل. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

= تبنگو

جمله سازی با تونگه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دستار ز دست تونگه نتوان داشت کز دامن تو دست رها نتوان کرد

💡 زایتیان به جای پسرعموی خود، امپراتور تونگ‌ژی، وارث و جانشین عموی فقید خود، امپراتور شیان‌فنگ شد. او در چهارسالگی به پادشاهی رسید و عنوان «گوانگ‌شو» را به‌عنوان نام سلطنتی خود برگزید، بنابراین او به «امپراتور گوانگ‌شو» معروف است. او توسط امپراتریس‌های بیوه سیان و تزی شی به فرزندخواندگی پذیرفته شد. در سال ۱۸۷۶، امپراتور گوانگ‌شو توسط ونگ تونگه آموزش داده شد.

استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز