توقیفگاه
مترادفها
توقفگاه، ایستگاه
لغت نامه دهخدا
توقیفگاه. [ ت َ / تُو ] ( اِ مرکب ) زندان. فرهنگستان ایران «بازداشتگاه » را به جای این کلمه پذیرفته است. رجوع به واژه های نو فرهنگستان ایران شود.
جمله سازی با توقیفگاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عملیات احداث این بنا در دوران رضا شاه پهلوی در سال ۱۳۱۱ توسط مهندسان آلمانی آغاز و در سال ۱۳۱۶ تکمیل گردید و به عنوان نخستین زندان مدرن در ایران با عنوان توقیفگاه شروع به کار کرد. بعدها این محل تحت عنوانها زندان موقت شهربانی و زندان زنان نیز استفاده شد.
💡 پلیس پس از شناسایی خودروی متخلف، آن را به توقیفگاه منتقل کرد تا مراحل قانونی و بررسیهای لازم برای رفع تخلف صورت گیرد.
💡 وکلای مدافع تلاش زیادی میکنند تا موکلان خود را از شرایط سخت نگهداری در توقیفگاه و پیگیری پروندههای قضایی در اسرع وقت نجات دهند.
💡 در بسیاری از کشورهای پیشرفته، قوانین مربوط به نحوه برخورد با افراد در توقیفگاه بسیار دقیق و برای حفظ حقوق انسانی طراحی شده است.