توده گشتن

لغت نامه دهخدا

توده گشتن. [ دَ / دِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) تل شدن. انباشته گشتن. خرمن گشتن. جمع شدن. فراهم گشتن:
چو از خون در و دشت آلوده گشت
ز کشته به هر جای بر توده گشت.فردوسی.رجوع به توده و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

تل شدن ٠ انباشته گشتن

جمله سازی با توده گشتن

💡 گرنه‌ای چرخ بر گذشتن چیست گرد این خاک توده گشتن چیست

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
انکار کردن یعنی چه؟
انکار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز