لغت نامه دهخدا
تودماغی. [ دَ] ( ص نسبی ) صدائی که بخشی از آن از بینی برآید. خیشومی. ( فرهنگ فارسی معین ): با صدائی تودماغی گفت...
تودماغی. [ دَ] ( ص نسبی ) صدائی که بخشی از آن از بینی برآید. خیشومی. ( فرهنگ فارسی معین ): با صدائی تودماغی گفت...
( صفت ) صدایی که بخشی از آن از بینی بر آیدخیشومی:(( باصدایی تو دماغی گفت. ) ) یا تو دماغی صحبت کردن.سخن گفت تو دماغی.
💡 منظور از خیشومی صدای تودماغی این همخوان و منظور از دولبی، استفاده از هر دو لب برای تولید این صدا است.
💡 این پارامتر مشخصکنندهٔ صدای تودماغی است.