لغت نامه دهخدا
تهیل. [ ت َ هََ ی ْ ی ُ ] ( ع مص ) ریهیده شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). ریخته و فرودریده شدن خاک و ریگ و جز آن و روان شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
تهیل. [ ت َ هََ ی ْ ی ُ ] ( ع مص ) ریهیده شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). ریخته و فرودریده شدن خاک و ریگ و جز آن و روان شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
تهیل (شارجه). تهیل یک منطقهٔ مسکونی در امارات متحده عربی است که در شارجه واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیمیلر در سال ۱۹۴۴ به عنوان دموکرات (بیمیلر در آن موقع حزب سوسیالیست و حزب ترقیخواه را ترک کرده بود) از حوزهٔ انتخابیهٔ پنجم کنگره ایالت ویسکانسین مستقر در ملواکی در کنگره هفتاد و نهم انتخاب شد و با کسب ۸۸٬۶۰۶ رای در برابر ۷۸٬۸۳۴ رای تهیل، ۴٬۷۵۸ رای ادوین نپه نمایندهٔ پیشین ایالتی سوسیالیست و ۲٬۱۰۳ رای آیروین آرون کنشگر سیاسی مستقل، لوئیس دی. تیل نمایندهٔ جمهوریخواه را کنار زد.