ته و بالا

مترادف‌ها

بالا و پایین

متضادها

مرتب، منظم

لغت نامه دهخدا

ته و بالا. [ ت َ هَُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) به معنی زیروزبر باشد که تحت و فوق است. ( برهان ) ( از انجمن آرا )( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). || کنایه از اضطراب و بیقراری هم هست. || حصول مطلب دو پسر امرد باشد مریکدیگر را. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). کنایه از حصول مراد دو امرد از یکدیگر که به عربی معاوضه و مبادله گویند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

بمعنی زیر و زبر باشد که تحت و فوق است کنایه از اضطراب و بیقراری هم هست

جمله سازی با ته و بالا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ته و بالا شده هر یک به کشتی چو اندر خشک و تر گردون و کشتی

💡 تا ته و بالا نگردد این نظام دانش و تهذیب و دین، سودای خام

💡 پس از گم شدن کلیدهای خانه، او تمام اتاق‌ها و کشوها را ته و بالا کرد تا شاید آن‌ها را در گوشه‌ای از خانه پیدا کند.

💡 کارگران برای آماده‌سازی زمین جهت ساخت ساختمان جدید، تمام محتویات قدیمی را ته و بالا کرده و همه چیز را به دقت از محل خارج کردند.

💡 او تمام فایل‌های کامپیوتری خود را ته و بالا کرد تا بتواند آن مستند مهمی را که هفته گذشته روی حافظه خارجی ذخیره کرده بود، بیابد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران