ته میکده

لغت نامه دهخدا

ته میکده. [ ت َ هَِ م َ / م ِ ک َ دَ / دِ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ته میخانه. به معنی میکده و زمین میخانه و این اصطلاح اهل زبان است. ( بهار عجم ) ( آنندراج ). اندرون میکده. داخل میکده:
سر رازی که بد از صومعه داران محجوب
در ته میکده مستان به ملا بگشایند.حضرت شیخ ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

ته میخانه اندرون میکده

جمله سازی با ته میکده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سرّ رازی که بُد از صومعه داران محجوب در ته میکده مستان به ملا بگشایند

💡 شاعر در اشعار خود با استفاده از استعاره ته میکده، به دنبال بیان حقایق عمیق انسانی و رهایی از بندهای مادی و محدودیت‌های دنیوی و ظاهری بود.

💡 در داستان‌های کلاسیک ادبیات فارسی، توصیف فضای ته میکده معمولاً با هدف نشان دادن آرامش یا در عین حال آشفتگی درونی شخصیت‌های داستان انجام می‌شود.

💡 بسیاری از عارفان معتقدند که رسیدن به حقیقت، نیازمند رها شدن از غرورهای دنیوی و سفر به مناطق معنوی است که در ادبیات به ته میکده تشبیه شده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران