لغت نامه دهخدا
تنک سرمایه. [ ت َ ن ُ / ت ُ ن ُ س َ ی َ / ی ِ ] ( ص مرکب ) آنکه دارای سرمایه اندک باشد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تنک و دیگر ترکیبهای آن شود.
تنک سرمایه. [ ت َ ن ُ / ت ُ ن ُ س َ ی َ / ی ِ ] ( ص مرکب ) آنکه دارای سرمایه اندک باشد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تنک و دیگر ترکیبهای آن شود.
آنکه دارای سرمایه اندک باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرصت نیرنگ هستی پر تنک سرمایه است تا تو آغوشی گشایی وصل میگردد پیام
💡 بس که چون صبحم تنک سرمایه افتادهست شوق میدرم صد جیب تا اظهار آهی میکنم
💡 عافیت دل را تنک سرمایه دارد چون حباب از شکستنها مگر لبریزگردد ساغرش
💡 عمر در اظهار شوخی پر تنک سرمایه است یک نفس تاکی فروشد پیچ و تاب صبحدم
💡 هرچه خواهی در غبار نیستی آماده گیر ای تنک سرمایه، چون هستی، عدم قلاش نیست