تندرفتار

مترادف‌ها

تندخو، عجول، بی‌صبر، بی‌قرار

متضادها

آرام، بردبار، متین

لغت نامه دهخدا

تندرفتار. [ ت ُ رَ ] ( ص مرکب ) سریع و طیار. ( ناظم الاطباء ). تندرو. تیزتک. سریعالسیر. و رجوع به تند و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ عمید

آن که با سرعت و شتاب راه برود، تندرو، تیزرفتار.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه در حرکت و رفتن سریع باشد تندرو.

جمله سازی با تندرفتار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گردون نرهد ز تندرفتاری گیتی ننهد ز سر سیه‌کاری

💡 روان کردم به کویش قاصدی از اشک و می ترسم کزین کودک نیاید تندرفتاری چو کاهل‌ها

💡 او فردی بسیار تندرفتار است که کوچک‌ترین اشتباهات دیگران را با عصبانیت زیاد و فریادهای بلند پاسخ می‌دهد.

💡 برای مدیریت بهتر تیم، باید از انتخاب افراد تندرفتار پرهیز کرد، زیرا این ویژگی می‌تواند باعث ایجاد تنش در محیط کار شود.

💡 شخصیت تندرفتار او باعث شده بود که بسیاری از دوستان قدیمی‌اش ترجیح دهند در جمع‌های بزرگ با او همراهی نکنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران