تنبیهات

لغت نامه دهخدا

تنبیهات. [ تَم ْ ] ( ع اِ ) ج ِ تنبیه. سیاستها و نصیحتها. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( مصدر اسم ) جمع تنبیه

جمله سازی با تنبیهات

💡 حسینی نسب به مدّت بیش از ده سال در حوزه علمیه قم، به تدریس عالی‌ترین سطوح درسی حوزوی مانند تدریس کفایة الاصول، رسائل شیخ اعظم انصاری، شرح اشارات و تنبیهات ابن سینا و خواجه نصیر الدین طوسی، و دیگر کتب درسی اشتغال ورزید و شورای عالی مدیریت آن حوزه مقدّسه ایشان را به عنوان «استاد معظم حوزه علمیه قم» معرفی نمود.

💡 بیشترین شهرت علمی وی در تبیین و توضیح معارف کلامی، اعتقادی و ضوابط دین‌شناسی در مکتب اهل‌بیت به سبک استاد خویش است. کتاب تنبیهات حول المبدأ و المعاد، خلاصه‌ای از درس‌های معارف اوست که در دوره‌های متعدد به تدریس آن‌ها پرداخته بود و بنا به خواهش تنی چند از شاگردان، آن را به‌صورت کتابی مستقل به رشتهٔ تحریر درآورد. این کتاب با چاپ و ترجمه‌های متعدد، با استقبال دانش‌پژوهان و دانشمندان مواجه شده‌است.

💡 کیفر یا مجازات به تحمیل عملی رنج‌آور بر شخصی دیگر گفته می‌شود که پیامد عمل آن شخص باشد. این واژه بیشتر به تنبیهات و جریمه‌هایی اشاره دارد که مقامات قضائی برای افرادی در نظر می‌گیرند که مقررات مهم جامعه را پایمال کرده‌اند، یعنی مرتکب جرم شده‌اند.