تنانی
لغت نامه دهخدا
تنانی. [ ت َ ] ( ص نسبی ) به معنی جسمانی باشد چه تن بمعنی جسم هم آمده است. ( برهان ). بمعنی جسمانی، آنچه منسوب به جسم باشد مثل حواس عشره و قوای دیگر. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). جسمانی. ( ناظم الاطباء ). از تن +آن ( جمع ) + ی ( نسبت ) منسوب به کلمه جمع، نظیر خسروانی ( و در تازی: غضایری و جزایری ). ( حاشیه برهان چ معین ).
- تنانی در یابنده؛ حواس خمسه ظاهری و حواس خمسه باطنی را گویند. ( انجمن آرا ). حواس پنجگانه ظاهری و باطنی. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
جسمانی.
فرهنگ فارسی
منسوب به تن، جسمانی
به معنی جسمانی باشد چه تن به معنی جسم هم آمده است.
جمله سازی با تنانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فمینیستهای مخالف با تنفروشی استدلال میکنند که تنفروشی فعالیتی است که منجر به آثار درازمدت منفی بر تنفروش میشود. از این آثار میتوان به مواردی نظیر، آسیبهای روانی جدی، استرس، افسردگی، اضطراب، استفاده از الکل و سؤمصرف مواد، اختلالات خوردن، و خطر بیشتر برای آسیب رساندن به خویش و خودکشی اشاره کرد. به گمان این فمینیستها، وقوع چنین پیامدهایی جای تعجب ندارد زیرا نه تنها تنفروشی فعالیتی استثماری است، که در آن زن با مشتریانی رابطهٔ جنسی دارد که برایش جذاب نیستند، بلکه علاوه بر آن، زن بهطور منظم در معرض خشونت روانی، تنانی و جنسی قرار دارد.
💡 مصرفِ دوزهای بالا (مقادیر زیادِ) ماریجوانا تأثیراتِ منفیِ آن را تشدید میکند تأثیرات کوتاهمدت ماریجوانا را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: تأثیرات تنانی (جسمی) و تأثیرات روانی.