تن فرسای

لغت نامه دهخدا

تن فرسای. [ ت َ ف َ ] ( نف مرکب ) فرساینده تن. پایمال کننده تن. افسرده کننده تن. که تن فرسوده کند:
از عرقهای شور تن فرسای
چرک بر من نشسته سر تا پای.نظامی ( هفت پیکر چ وحید ص 206 ).

فرهنگ فارسی

فرساینده تن. پایمال کننده تن.

جمله سازی با تن فرسای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دیرمانی داورا چندانکه‌گوید روزگار بر سر آمد مدت دوران تن فرسای من

کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز