تملق گفتن

لغت نامه دهخدا

تملق گفتن. [ ت َ م َل ْ ل ُ گ ُ ت َ ]( مص مرکب ) خوش آمد گویی. مدح گفتن. تصلف. گفتن محاسنی که در سجیه طرف مقابل نباشد. رجوع به تملق شود.

فرهنگ فارسی

خوش آمد گویی. مدح گفتن

ویکی واژه

adulare
corteggiare

جمله سازی با تملق گفتن

💡 قيس او را بيش از ما مى شناسد، لذا او را براى تملق گفتن به معاويه مسخره مى كند...سپس براى اينكه سخنان وى در اذهان ساده و افراد بى خبر شبهاتى ايجاد نكند، پاسخوى را به گونه اى دقيق و روشنگر به او بر مى گرداند و پايبند نبودن او به دين واخلاق را عيان مى سازد. و ثابت مى كند كه وى تا چه حد از ديانت و انسانيت و شرفاخلاقى به دور است.