تمبور
لغت نامه دهخدا
تمبور. [ ت ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان نمداد است که در بخش کهنوج شهرستان جیرفت واقع است و 150 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
جمله سازی با تمبور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او در سال ۱۹۸۲ به تالار مشاهیر ترانهسرایان و در سال ۱۹۸۸ به تالار مشاهیر راک اند رول راه یافت. برخی آلبومها و تکترانههای او نظیر بزرگراه ۶۱ دیدار دوباره، بلوند بر بلوند، آقای تمبورین من، چون یک خانهبهدوش و دمیدن در باد در تالار مشاهیر گرمی قرار گرفتهاند. در سال ۲۰۰۸ دیلن جایزه ویژه پولیتزر را برای «تأثیر ژرفی که با آفرینش اشعاری با قدرت شاعرانه فوقالعاده بر موسیقی عامهپسند و فرهنگ آمریکا گذاشت» به دست آورد.
💡 نواختن ساز تمبور در مراسمهای سنتی مناطق کردستان، حس و حالی بسیار متفاوت و عمیق از فرهنگ و موسیقی اصیل آن منطقه را منتقل میکند.
💡 نوازنده با مهارت تمام شروع به نواختن قطعات موسیقی با ساز تمبور کرد که باعث شد تمام شنوندگان با دقت به او گوش دهند.
💡 موسیقی محلی که با استفاده از سازهای زنده مانند تمبور اجرا میشود، میتواند هویت فرهنگی یک ملت را به خوبی برای نسلهای بعد حفظ کند.