تماغه

مترادف‌ها

دهنه

لغت نامه دهخدا

تماغه. [ ت ُ غ ِ ] ( اِ ) کلاه شاهین و باز و امثال آن. کلاه باز شکاری. ( ناظم الاطباء ):
کبوتر کو به زنهارش درآید
تماغه از سر شاهین رباید.کلیم ( از آنندراج ).شهباز قدرتش چو زند بال و پر بهم
نه چرخ را بیفکند از سر تماغه وار.علیرضا تجلی ( ایضاً ).

فرهنگ عمید

۱. کلاه.
۲. کاکل باز یا شاهین: کبوتر کاو به زنهارش درآید / تماغه از سر شاهین رباید (کلیم: لغت نامه: تماغه ).

جمله سازی با تماغه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کبوتر گر بزنهارش درآید تماغه از سر شاهین رباید

💡 در داستان‌های قدیمی مربوط به شوالیه‌ها، توصیف دقیق نحوه قرارگیری تماغه بر روی سر اسب و نقش آن در کنترل حیوان بسیار رایج بود.

💡 سوارکار با کشیدن تماغه و اعمال فشار ملایم بر روی دهان اسب، توانست جهت حرکت حیوان را در مسیر کوهستانی تغییر دهد.

💡 کارگران کارخانه در آن دوران از تماغه‌های مخصوصی برای مهار کردن حیوانات در محیط‌های صنعتی و عملیاتی استفاده می‌کردند تا ایمنی حفظ شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران