تقلیل دادن
مترادفها
کم کردن، کاستن، کاهش دادن
متضادها
افزایش دادن، زیاد کردن
لغت نامه دهخدا
تقلیل دادن. [ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) کاستن. کم کردن. مختصر کردن. رجوع به تقلیل و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) کاستن کم کردن.
جمله سازی با تقلیل دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 «در اینجا تقلیل دادن سیهزار فرسنگ به یک پا کاملاً محسوس است»
💡 بسیاری از افراد ناتوان این بازنماییها را به عنوان تقلیل دادن وضعیت افراد به جای نشان دادن آنها به عنوان فردی کامل میبینند و آن را محکوم میکنند. علاوه بر این، تصویرسازیهای اَبَرمعلولی به دلیل ایجاد این انتظار غیرواقع بینانه مورد انتقاد قرار میگیرند که معلولیت باید با نوعی استعداد، نبوغ یا بینش خاص همراه باشد.
💡 دولت تصمیم گرفته است که برای کنترل تورم و مدیریت بهتر منابع مالی، هزینههای اضافی در بخشهای مختلف اداری را به شدت تقلیل دهد.
💡 برای موفقیت در این پروژه بزرگ، باید بتوانیم میزان خطاهای انسانی را در مراحل مختلف تولید به حداقل برسانیم و آن را تقلیل دهیم.
💡 بسیاری از متخصصان معتقدند که باید میزان آلودگیهای هوا در شهرهای بزرگ را از طریق سیاستهای سبز و اصلاحی به طور جدی تقلیل داد.