لغت نامه دهخدا
تقلیل دادن. [ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) کاستن. کم کردن. مختصر کردن. رجوع به تقلیل و دیگر ترکیبهای آن شود.
تقلیل دادن. [ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) کاستن. کم کردن. مختصر کردن. رجوع به تقلیل و دیگر ترکیبهای آن شود.
( مصدر ) کاستن کم کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «در اینجا تقلیل دادن سیهزار فرسنگ به یک پا کاملاً محسوس است»
💡 بسیاری از افراد ناتوان این بازنماییها را به عنوان تقلیل دادن وضعیت افراد به جای نشان دادن آنها به عنوان فردی کامل میبینند و آن را محکوم میکنند. علاوه بر این، تصویرسازیهای اَبَرمعلولی به دلیل ایجاد این انتظار غیرواقع بینانه مورد انتقاد قرار میگیرند که معلولیت باید با نوعی استعداد، نبوغ یا بینش خاص همراه باشد.