تفریخ
مترادفها
شادی، خوشگذرانی، تفریح
متضادها
غمگین کردن
لغت نامه دهخدا
تفریخ. [ ت َ ] ( ع مص ) به خوشه نزدیک گشتن کشت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || نوگیاه برآمدن از ریشه درخت. ( از اقرب الموارد ). || بچه برآوردن مرغ. ( تاج المصادر بیهقی ). چوزه برآوردن مرغ و بیضه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). جوجه دار شدن مرغ و شکافته شدن بیضه و برآمدن جوجه از آن. ( از اقرب الموارد ). || از دل بدر رفتن ترس و بیم. || ترسیدن و رعبناک شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء )( از اقرب الموارد ). || سست گردیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || آشکار شدن کار بعد اشتباه. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
به خوشه نزدیک گشتن
جمله سازی با تفریخ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تکثیر موفقیتآمیز حلوا سفید برای اولین بار در داخل کشور در سال ۱۳۸۶ در منطقه کنارک چابهار انجام و پرورش ۳۰۰ هزار قطعه لارو ماهی فوق تا روز ششم بعد از تفریخ انجام گرفت که علت عدم ادامه روند، به خاطر حادث شدن طوفان گونو در منطقه بود.
💡 اغلب سفرها از آن پس بیشتر ماجراجویانه شدند. جان فوستر فرسر و دو تن از دوستانش در ژوئیه ۱۸۹۶ برای سفر دور دنیا با دوچرخههای ایمنی حرکت کردند. آنها ۱۹۲۳۷ مایل را با گذر از ۱۷ کشور، در مدت دو سال و دو ماه پیمودند. تا سال ۱۸۷۸ دوچرخهسواری تفریخی بهخوبی در بریتانیا تأسیس شده بود تا به ایجاد کلاب تور دوچرخهای منجر شد، که بعدتر به کلاب تور دوچرخهسواران تغییر نام یافت. این کلاب قدیمیترین سازمان گردشگری ملی در جهان است. اعضای آن همچون اعضای دیگر کلابها، اغلب با یونیفرم سواری میکردند.