تفاخر کنان

لغت نامه دهخدا

تفاخرکنان. [ ت َ خ ُ ک ُ ]( ق مرکب ) در حال نازیدن و مباهات کردن:
.... به زور سرپنجه شیرگیر از بیخ برکندی و تفاخرکنان گفتی. ( گلستان ).و رجوع به تفاخر و فخر شود. || فخرکننده.نازان:
تفاخرکنان هر یکی در فنی
به فرهنگ خود عالمی هرتنی.نظامی.

فرهنگ فارسی

در حال نازیدن و مباهات کردن

جمله سازی با تفاخر کنان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به شغل خود، آن گبر مشغول بود تفاخر کنان، نغمه ای می سرود

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز