لغت نامه دهخدا
تغنم. [ ت َ غ َن ْ ن ُ ] ( ع مص ) غنیمت گرفتن. ( زوزنی ) ( از اقرب الموارد ). || غنیمت شمردن. ( دهار ) ( مجمل اللغة ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
تغنم. [ ت َ غ َن ْ ن ُ ] ( ع مص ) غنیمت گرفتن. ( زوزنی ) ( از اقرب الموارد ). || غنیمت شمردن. ( دهار ) ( مجمل اللغة ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
غنیمت گرفتن غنیمت شمردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خط مشى يك جامعه بادوام را امام على عليه السلام در نامه خود به مالك اشتر مشخصفرموده است: ((و اشعر قلبك الرحمة و المحبة لهم و اللطف بهم و لا تكونن عليهم سبعاضاريا تغنم اكلهم ))(441): قلب خود را براى مردم سرشار از رحمت كن و نسبت بهآنان در قلب خود عطوفت و محبت ايجاد نما و به ايشان لطف كن، حتما براى آنان حيواندرنده مباش كه خوردن و چپاولشان را غنيمت شمارى.