تغلی
لغت نامه دهخدا
تغلی. [ ت ُ غ ُ ] ( اِ ) بره یکساله. ( تحفه حکیم مؤمن ) ( یادداشت مرحوم دهخدا ). در گناباد خراسان بره یکساله، از نوع میشینه را گویند.
- بره تغلی؛ بره فربه. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
تغلی. [ ت َ غ َل ْلی ] ( ع مص ) غالیه بکار داشتن. ( تاج المصادر بیهقی )( زوزنی ). خضاب کردن در غالیه و آلودن آن را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). تغلل. ( اقرب الموارد ). و رجوع به تغلل و تغلف شود.
فرهنگ فارسی
بره یکساله
جمله سازی با تغلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 روی عکرمة عن ابن عباس قال: کانت الضّفادع برّیّة فلمّا ارسلها اللَّه تعالی علی آل فرعون سمعت و اطاعت فجعلت تقذف نفسها فی القدر و هی تغلی، و فی التنانیر و هی تفور، فأثابها اللَّه تعالی بحسن طاعتها برد الماء و جعل نقیقها التسبیح.