تغبیر

لغت نامه دهخدا

تغبیر. [ ت َ ] ( ع مص ) غبار آلودن بچیزی. گرد انگیختن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || لااله الااﷲ گفتن باربار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تهلیل و یا تردید صدا به قرائت و جز آن. ( از اقرب الموارد ). || برانگیختن بر کار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || غُبران خورانیدن مهمان را. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

غبار آلودن بچیزی گرد انگیختن

جمله سازی با تغبیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مسئله دیگر در انجام عملیات حرارتی بطریق القانی، تغییر خواص مغناطیسی قطعه در هنگام گرم کردن آن می‌باشد. به این دلیل باید فرکانس را تغییر داد تا گرم کردن قطعه دارای بازدهی کافی باشد. در عین حال وقتی قطعه تا بالای نقطه کوری گرم شود، پای امنیتیک شده و عمق نفون نیز افزایش می‌یابد. ملاحظه می‌شود که از این نظر نیز با توجه به اینکه قابلیت بازدهی پرتو لیزر تحت تأثیر تغبیر ویژگی مغناطیسی فلعه قرار ندارد، این روش دارای ارزش اساسی است.

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز