تعازی
مترادفها
تسلیت، عزاداری
متضادها
تبریک، شادی
لغت نامه دهخدا
تعازی. [ ت َ ] ( ع مص ) همدیگر را بصیر فرمودن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ( اِ ) ج ِ تعزیه: از قضای حقوق و قیام به مراسم تهانی و تعازی دامن درکشید. ( ترجمه تاریخ یمینی چ اول تهران ص 434 ). رجوع به تعزیه شود.
جمله سازی با تعازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به هر دو قدم لاجرم ره سپردند به گاه تعازی و وقت تعانی