تضییقات

مترادف‌ها

محدودیت‌ها، سخت‌گیری‌ها، تنگناها

متضادها

تسهیلات، گشایش‌ها، آزادی‌ها

لغت نامه دهخدا

تضییقات. [ ت َض ْ ] ( ع اِ ) ج ِ تضییق. درفارسی امروزین سخت گیری ها. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

( مصدر اسم ) جمع تضییق

جمله سازی با تضییقات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جمنا در نامه‌ای با اعتراض به صداوسیما به علت ادعای حمایت از دولت، ابراز کردند: رسانهٔ ملی به‌عنوان یک سرمایه ملی نباید به بهانه تضییقات مالی یا فشارهای صاحبان قدرت تن به بی‌عدالتی و آنتن فروشی دهد.

💡 تمامِ زحمات و محرومیت‌ها و خدمات و قربانی‌های ملت ایران در راه حصول حق ملّی را می‌خواهند بر باد دهند. هیچ وقت وضع کشور ما به این اندازه اسف‌انگیز و دلخراش نبود، آزادی عمل جز برای اشخاصی که با دریافت دستمزد ناچیزی در صدد تأمین منافع استعماری باشند وجود ندارد، تمام روزنامه‌های مخالف دولت در توقیف، چاپخانه‌ها تحت کنترل شدید می‌باشند، انواع و اقسام فشار و تضییقات برای میلیون وآزادی‌خواهان و شکنجه‌های وحشیانه برای مبارزان راهِ حقیقت و آزادی وجود دارد و اکثر زعمای قوم که مورد علاقه و تکریم ملت‌اند،

💡 در دوران جنگ، مردم با تضییقات اقتصادی و اجتماعی بسیار شدیدی روبرو بودند که زندگی روزمره آن‌ها را به شدت دشوار می‌کرد.

💡 حقوق‌های قانونی باید به گونه‌ای تعریف شوند که از تضییقات و محدودیت‌های غیرمنصفانه علیه اقلیت‌ها در جامعه جلوگیری به عمل آید.

💡 کارگزاران باید تلاش کنند تا با کاهش تضییقات اداری، روند رسیدگی به پرونده‌های مردم را با سرعت و دقت بیشتری انجام دهند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران