تسمه باز

لغت نامه دهخدا

تسمه باز. [ ت َ م َ / م ِ ] ( نف مرکب ) کنایه از دغاباز و فریب دهنده. ( آنندراج ):
تسمه بازی نیست چون سراج در بازار دهر
زین اسپی چون بسازد کم ز پالان خر است.ملا طغرا ( از آنندراج ).و رجوع به تسمه بازی شود.

فرهنگ فارسی

کنایه از دغاباز و فریب دهنده

جمله سازی با تسمه باز

💡 نیم تنه ای که در اصطلاح محلی به آن باسکت می‌گویند. سابقاً جلیقه را از نمد و گاه ابریشم تهیه می‌کردند، مردم سیستان به پوشیدن باسکت علاقمند هستند. در گذشته جلیقه جلو بسته متداول بود که از سمت سرشانه جلو بسته توسط کمربند یا تسمه باز و بسته می‌شد و در حال حاضر جلو باز یقه هفت گلابی و دارای دو جیب مغزی دار در بالا پائین است. رنگ آن اغلب مشکی بود.