تسقی

لغت نامه دهخدا

تسقی. [ ت َ س َق ْ قی ] ( ع مص ) خوردن شتران حوذان تر را و فربه شدن از آن.( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). || خون و مانند آن در خویشتن چیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). قبول کردن چیزی آب را و سیرآب شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ): تسقی الماء و الصبغ اذا تشرَّبه ُ ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

خوردن شتران حوذان تر را و فربه شدن از آن خون و مانند آن در خویشتن چیدن.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی لَا تَسْقِی: آب ندهد - آبیاری نکند
ریشه کلمه:
سقی (۲۵ بار)

جمله سازی با تسقی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اما تسقی کئوس الوصل یوما الی کم کاس هجران تساق

مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز