تره فروش
مترادفها
سبزیفروش
لغت نامه دهخدا
تره فروش. [ ت َرْرَ / رِ ف ُ / ت َ رَ / رِ ف ُ ] ( نف مرکب ) سبزی فروش. ( ناظم الاطباء ). فروشنده تره. فروشنده گندنا. بقال:
ابلهی کن برو که تره فروش
تره نفروشدت به عقل و تمیز.
چیز باید که کار در عالم
چیز دارد که خاک بر سر چیز.مسعودسعد.و رجوع به تره شود.
فرهنگ فارسی
سبزی فروش ٠ فروشنده تره ٠ فروشند. گندنا ٠
جمله سازی با تره فروش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تره فروش کویش این عقل را نگیرد تو بر سرش نهادی بنگر چه دور دوری
💡 شاه را کز نیم جو اندیشه است گو ترا تره فروشی پیشه است