ترنم کردن

مترادف‌ها

آواز خواندن، نواختن، زمزمه کردن

متضادها

سکوت کردن

لغت نامه دهخدا

ترنم کردن. [ ت َ رَن ْ ن ُ ک َدَ ] ( مص مرکب ) سرود گفتن: اگر در ریاض نعم ایشان [ آل سامان و آل بویه ] چون عندلیب نوای خوش میزدند و یا چون سار بر گلزار ترنمی به نوا می کردند بدیع نبود. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 17 ).

فرهنگ فارسی

سرود گفتن: اگر در ریاض نعم ایشان چون اندلیب نوای خوش میزند

جمله سازی با ترنم کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به مطرب سیدا در بزم او میگفت از مستی نوا از زنی ترنم کردن از تو شعر تر از من

💡 شاعر در شب‌های تنهایی خود با صدای آرام شروع به ترنم کردن اشعار عاشقانه می‌کند تا کمی از غم و اندوه عمیق قلب خود بکاهد.

💡 گروه کُر در مراسم افتتاحیه، با دقت بسیار بالا شروع به ترنم کردن قطعات کلاسیک کردند که باعث شد تمام حاضرین در سالن مجذوب موسیقی شوند.

💡 طبیعت در فصل بهار با صدای آواز پرندگان و وزش ملایم باد در میان درختان، شروع به ترنم کردن آواز زندگی و شکوفایی دوباره می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران