لغت نامه دهخدا
ترش طبع. [ ت ُ / ت ُ رُ طَ ] ( ص مرکب ) ترش خوو گستاخ و سخت. ( ناظم الاطباء ). بدخوی و گرفته روی.
ترش طبع. [ ت ُ / ت ُ رُ طَ ] ( ص مرکب ) ترش خوو گستاخ و سخت. ( ناظم الاطباء ). بدخوی و گرفته روی.
ترش خو و گستاخ و سخت بدخوی و گرفته روی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آبی زرد روی ترش طبع خاکسار دل همچو نیل کرده و رخ همچو زعفران