لغت نامه دهخدا
ترتیب وار. [ ت َ ] ( ص مرکب ) مرتب و باترتیب. ( ناظم الاطباء ).
ترتیب وار. [ ت َ ] ( ص مرکب ) مرتب و باترتیب. ( ناظم الاطباء ).
مرتب و با ترتیب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ور برای دستبوسی بود، کان روز آمدم لیک دیدم صلح را ترتیب وارون دادهاید