لغت نامه دهخدا
تراوید. [ ت َ ] ( اِ ) عصیر و شیره جاری شده از چیزی. ( ناظم الاطباء ).
تراوید. [ ت َ ] ( اِ ) عصیر و شیره جاری شده از چیزی. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یعنی نجس است چون تراوید از تو تا در تو نهانست حیاتت با اوست
💡 می تراوید از چشم ترم اندک اندک هر کجا در جگر سوخته آزاری بود
💡 چو خوناب جگ ر در دل نگنجید ز لب زهر و ز مژگان خون تراوید
💡 از دیدة رکاب تراوید خون درد در طرّة عنان ز شکن چین به چین فتاد
💡 نخست از دیده خسرو خون تراوید بس آزار جگر بیرون تراوید
💡 ز حرف کژ زبان تو تراوید زبان باید به قصد جانت ببرید