تراض

مترادف‌ها

رضایت متقابل، توافق

متضادها

اختلاف، نزاع، مخالفت

لغت نامه دهخدا

تراض. [ ت َ ] ( ع مص ) با یکدیگر راضی شدن، و در اصل تراضی بود، یاء بجهت تخفیف حذف شده است. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). مأخوذ از تازی، خشنودی و رضامندی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تراضی شود.

فرهنگ فارسی

با یکدیگر راضی شدن و در اصل تراضی بود یائ بجهت تخفیف حذف شده است ماخوذ از تازی خشنودی و رضامندی.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی تَرَاضٍ: رضایت (دو طرفه)
ریشه کلمه:
رضو (۷۳ بار)

جمله سازی با تراض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 يأ يها الذين ءامنوا لا تأ كلوا أ مولكم بينكمبالبطل إ لا أ ن تكون تجرة عن تراض منكم و لا تقتلوا أ نفسكم إ ن الله كان بكم رحيما(29)و من يفعل ذلك عدونا و ظلما فسوف نصليه نارا و كان ذلك على الله يسيرا(30)

💡 قال النّبیّ (ص): «البیع ۶۰ عن تراض و الخیار بعد الصّفقه و لا یحلّ لمسلم ان یغشّ مسلما.

💡 در حقوق مدنی، تراض طرفین در انجام یک قرارداد، از مهم‌ترین شرایطی است که باعث اعتبار و قانونی شدن آن توافق مشخص می‌شود.

💡 برای حل و فصل اختلافات مالی میان شرکا، رسیدن به یک تراض و توافق دوطرفه، بهترین راه برای حفظ روابط تجاری در آینده است.

💡 بدون وجود تراض و رضایت کامل هر دو نفر، هیچ معامله‌ای نمی‌تواند از نظر شرعی و قانونی در برابر مراجع قضایی معتبر باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران